احمد مجد الاسلام كرمانى

111

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

و و و و و بالاخره از جمع اصلى آنجاها مبالغى كسر ميكردند و باسم مخارج فوق العاده با دولت حساب ميكردند و حالت كليه خالصجات واقعه در اطراف طهران كه با آنكه در تحت مراقبت دولت بوده و هميشه ممكن بود كه دولت شخصى امين مأمور حفظ آنجاها بنمايد ولى عادة معمول اين است كه خالصجات طهران را بيك نفر از امناى دربارى اجاره ميداده‌اند و اسم آن شخص را وزير خالصجات ميگذاشتند و آن شخص هم مثل ساير حكام و مأمورين در آخر سال بازى در ميآورد و مبالغى از جمع آنها را باسم آفت و كسر عمل يا ارزان شدن قيمت گندم و جو و يا نيامدن باران در عقرب و قوس و امثال اين از دولت تخفيف تحصيل ميكرد ، و مختصرا خالصجات دولتى چندان نتيجهء براى دولت نداشت نه اينكه واقعا بفهمند آيا فلان خالصه در فلان سنه چقدر عايدى داشته و آيا حقيقتا گرفتار آفت خاص يا عام شده يا وزير خالصجات دروغ ميگويد بلى منتهى قيد آنها اين بود كه بدوا هركس ميخواسته وزير يا مستأجر خالصجات مركزى يا جاى ديگر بشود بدوا مبلغى تقديم بدهد ، تا فرمان آن را صادر كرده به او بدهند و در آخر سال هم كه مدعى كسر عمل و غبن فاحش و بروز آفت عام يا خاص ميشده ، باز مبلغى محرمانه از او بگيرند . و ده دوازده مقابل آنچه از او باسم تقديم گرفته‌اند به او تخفيف ميداده‌اند ، پس خالصجات دولتى هميشه اسباب زحمت و خسارت دولت بوده نه مزيد ثروت بعد از تمهيد اين مقدمه ميگوئيم ما از اين خيال دولت كه در باب فروش خالصجات بود كمال تمجيد را داريم ، چرا كه هم فايده مالى على النقد براى دولت داشت و هم از شر حساب‌سازى مستأجرين آسوده ميشد هم قهرا املاك خالصجات آباد ميشد ، چرا كه بعد از تجزيه هر ملكى بدست يكنفر ميافتاد و او قهرا براى تحصيل انتفاع شخص خود آن ملك را آباد نگاه ميداشت پس هم بر ثروت مملكت افزوده ميشد و هم اشخاص از افراد